حدیثه ساداتحدیثه سادات، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره
حلما ساداتحلما سادات، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره

حدیثه سادات و حلما سادات خوشگلای مامان

عید غدیر

1392/8/6 9:57
658 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

دختر قشنگم نفس مامانی عیدت مبارک ساداتم

 

 

 

لباس عید بپوش و میان شهر قلبم بیا

که عید بی تو فقط برگه ای ست در تقویم

 

 


 

دلم میخواهد تمام وجودم در دستان تو کودک 21 ماهه ام باشد که معنای کامل آرامش را دریابم.

و تنها آنجاست که مکان امن عاشقانه های من است.

 

 


روز عید غدیر مصادف با دوم آبان عمو سیدابوالفضل اینا رو برای ناهار دعوت کردیم خونمون.

 

 


و شما خیلی خوشحال بودی چون باسیدصادق کلی بازی کردی. عمو اینا هم برات یه کادوی

خوشگل آوردن. یه کتاب رنگ آمیزی که خیلی خوشت اومده بود.

از صبح که بیدار شدی بهت گفتم عمو اینا قراره بیان هی میگفتی عم به عمو میگی عم.

قربون اون زبون شیرینت برم.

بعداز ناهار اصلا نخوابیدی چون میخواستی بازی کنی.

بعداز ظهر با زن عمو آش درست کردیم..

 

 

روز خوبی بود واقعا که بهمون خوش گذشت و خوشحال شدیم.

 

 

خوشحالم از بابت حس خوبی که دارم،خوشحالم از بابت اینکه مامان یه سادات کوچولو هستم،خوشحالم بابت اینکه روز زیبایی داشتیم

 

 

دست مهمونای گلمون درد نکنه که دعوت ما رو قبول کردن و مارو از تنهایی در آوردن.

 

 

 

عشق هدف حیات و محرک زندگی انسان هاست و زیباتر از عشق چیزی ندیده

ام....

 

به خاطر عشق است که فداکاری می کنیم.

 

 

به خاطر عشق است که به دنیا با بی اعتنایی می نگریم و ابعاد دیگری می یابیم.

 

 

به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینیم و زیبایی را می پرستیم.

 

 

به خاطر عشق است که خدا را حس می کنیم و او را می پرستیم و حیات و

 

هستی خود را تقدیمش می کنیم...

 

 

 کانون گرم خانوادتان پر از عشق و دوستی

 

 

عیدت مبارک گلکم..نازنینم.. سادات خوشگلم  

 

 

شبا که ما میخوابیم آقا پلیسه بیداره!!!!!

اما.......... این آقا پلیس ما شبا باید زود بخوابه تا صبح زود بیدار بشه و بره مهد کودک

 

 

قربونتون برم من............

 

 

سید صادق و ژست های مختلف..

 

 

 

 

سید صادق داره نخود لوبیا که واسه آش درست کردیم و دهن حدیثه سادات میکنه..

 

 

دخمل قشنگم ببین چه پسر عموی خوب و مهربونی داری..

همیشه قدر همدیگه رو بدونین

 

 

حدیثه سادات از خستگی زیاد یه چرت کوچولو زد و الان سیدصادق تنها شده!!!!

 

 

جیگرتو بخورم که تو هم خیلی خسته ای...

 

 

و اما آش...

این آش شولی یزدیه بفرمایید...................

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (9)

مامان حسام كوچولو
5 آبان 92 0:59
عيدت مبارك خوشگل خانم يادت باشه عيدي منو ندادي ااااااااااااااااا


مرسی.عیدی شما محفوظه.
♥ مینا مامان ثمین سادات ♥
5 آبان 92 14:43
سلام عزیزم خوبی نازنین واقعا خوشحال شدم بدیدنمون اومدید
عید سادات کوچولو هم مبارک خوشگلم برا ماهم دعا کن نازنین


سلام.مرسی عزیزم.محتاجیم به دعا. عید سادات کوچولو شما هم مبارک.
مامان حسام كوچولو
5 آبان 92 15:59
نوش جونتون. چه عكساي قشنگي.
راستي حديثه رو هنوز مي بري مهد چرا ازش عكس نمي زاري؟


ممنون.یه روز که گفتم بردمش با امروز. دیگه همش تعطیلی بود.
باشه میزارم.
mahsa
11 آبان 92 0:35
سلام عزیزم
اول از همه فرشته های نازی داری از طرف من ببوسشون
و بعد این که لینک شدین
این بوس ها هم مال سرباز کوچولو و حدیثه ناناز


سلام عزیزم من یه فرشته بیشتر ندارم مثل اینکه متوجه نشدی. اون آقا پلیس پسر عموی حدیثه ساداته.
مرسی گلم منم بعدا لینکتون میکنم.
مامان آروین (مریم)
11 آبان 92 14:18
عیدت مبارک عزیزم .
دلم هوش آش شولی کرد ، مخصوصا زمستون کنار بخاری


مرسی عید شما هم مبارک..
تا حالا آش شولی خوردی؟
مامان آروین (مریم)
11 آبان 92 15:45
آره خیلی خوردم . اما دوست دارم موقع خوزدن رب انار داخلش بریزم .


نوش جان.. آره گلم بعضیا با رب انار میخورن ولیمن با سرکه بیشتر دوست دارم.
زن عمو
17 آبان 92 14:31
سلام زن عمو جون. خوبی؟ اردکان خوش میگذره؟
با دیدن عکسها یاد آش اون شب افتادم، چه آش خوشمزه ای بود. ناهار رو که دیگه نگو، مامانت دستپختش خیلی خوبه، به خودش نگیا پررو میشه!
به ما هم خیلی خیلی خوش گذشت.
راستی بابت عکسهای آقاپلیس مهربون هم ممنون


سلام مرسی جای شما خالی..
لطف داری. خواهش میکنم بعدا باهم حساب می کنیم.
مامان محمدحسین
20 آبان 92 19:33
به به منم آش ولی میخوام... آخی بمیرم.. تشریف بیارین خونمون در خدمتیم.
مامان اهورا(نرگس)
29 آبان 92 15:33
عید غدیر،عید حدیثه سادات خانوم بوده...عیدت مبارک خوشگل.
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مرسی نرگس جوووون عید شما هم مبارک.